لغت نامه دهخدا حرف ا (الف)

مر مرا بر تو ستم نیست چو من باشم مرا دلدار کم نیست. چو خسرو پرستان پرستش نمود هم او را و هم شاه خود را ستود.نظامی. علت این امر نیز این است که در اواسط دوره ی ساسانی، زبان فارسی میانه بهتدریج همراه دیوانیان و سپاهیان از تیسفون یا مداین، یعنی پایتخت ایران، به خراسان منتقل شد و رفتهرفته جای زبان پهلوی آن جا (یعنی پهلوی پارتی) را گرفت. منشا زبانی که ما امروز آن را فارسی مینامیم، در دوره ی ساسانی، دریگ و در سده های نخستین پس از اسلام، فارسی دری نامیده میشدهاست.

همدیگر را میان گرفتن. برای نمونه رهبر پانترکیستها یعنی محمدامین رسولزاده واژگانی مانند یتاق و تتق و بیرق و طغرا و چاوش و چند واژه دیگر را به میان میاورند که تمامی این واژگان از دوران غزنویان به فارسی وارد شده است و وابستگی خاصی به نظامی گنجوی ندارد. حاج عبدالحسین بعد از واقعه بابیّت در زنجان که شهر دچار خرابی شده و قلعه های اصلی شهر فرومی ریزد، در قسمت غربی شهر نزدیک دروازه تبریز قلعهچه ای برای خانوادهاش می سازد که حدود بیست هزار متر مساحت داشته و دارای چندین برج بوده و دیوارهایی ضخیم به عرض 5/1 متر و ارتفاع 3 متر داشته است.

از این 14 نفر که ادیب الملک از آن ها به عنوان اعیان و رجال شهر نام برده، چهار نفر از خاندان خطیبی بوده اند: میرزا ابراهیم خان سرتیپ که فرمانده افواج «خمسه» بوده و در زمان ناصرالدین شاه به مظفر الدوله ملقب گردید. و اشرف نیز خود میخواست قسمتی از ولایات مغرب را به ترکان عثمانی واگذارد و بدین گونه گوئی بین روسیه و عثمانی در سر تقسیم ایران قراری نهانی در میان بود، و سلطنت اشرف ایران را بورطهء تجزیه و انقسام کشانیده بود، ولیکن ظهور نادرقلی افشار، که بعدها عنوان نادرشاه یافت، تحقق این خیال را مانع آمد، و وی بعد از غلبه بر اشرف و اخراج افاغنه، طهماسب دوم صفوی را نیز بعنوان سستی و حتی خیانت خلع کرده، چندی بعد خود با معامله ای شبیه بمعاملهء ژولیوس قیصر روم تخت و تاج ایران را بدست آورد.

سرانجام وی پس از حدود 85 سال عمر با برکت، در سال 1300 ق دعوت حق را لبیک گفته، در محل قبرستان قدیمی شهر که نزدیک مقبره مجتهدیها بود دفن شد. حفر قنات چون در مرکز شهر بود، حاج عبدالحسین با مشکلاتی نیز روبرو بود؛ از جمله اینکه برخی از خانواده ها مانع احداث چاههای (28)قنات می شدند که با سیاست و کاردانی حاج عبدالحسین نیز این مشکلات حل می شود. بنابراین کتاب نزهةالمجالس داوری را در مورد زبان و فرهنگ آران و شروان آن دوران تمام میکند و پاسخ محکمی است به یاوهگویانی که زبان فارسی را محدود به “شعراء دربار” میکردند و به دروغ و کلک ادعا میکردند که زبان مردم آن سامان در زمان نظامی گنجوی “ترکی” بوده است و نظامی چون “زبان فارسی زبان ادبی بوده است” آن را انتخاب کرده است.

1) نام بیخ سوسن آسمانگون، چون گل آن زرد و سفید و کبود میباشد بنابرآن ایرسا نامیده اند چه شبیه بقوس قزح است. ظهیرالدین محمد بابر پنج قرن پیشتر از امروز حتـــی در کابل ونواحی آن در میان سایر اقوام و زبان ها از پشه یی ها هم یاد آوری نموده است و در اکثر جاهایی کشور ومناطق ، دره ها وقریه های بنــــــام پشه یی وجود داشته ونام های مناطق به زبان پشه یی میباشد.

البته پیش از آن، در محله سرچشمه چشمه ای بوده، ولی رفته رفته آبدهی آن کم شده و به آب باریکهای تبدیل شده بود. 11. چهار اولاد ذکور داشت: الف- حاج عبدالجلیل که متولی قنات بود؛ ب- حاج عبدالرسول، داماد آخوند ملا علی قارپوزآبادی؛ ج- حاج عبد الاحد ملقب به معتمد الرعایا؛ د- حاج ولی. این باغ را حاج عبدالحسین به برادرش میرزا ابراهیم خان سرتیپ که داماد عبدالله میرزا دارا حاکم زنجان بود بخشید تا بتواند از میهمانهای خود که از رجال کشوری و لشگری دوره قاجار بودند در آنجا پذیرایی کند.

خدمهء منزل همه روزه او را بیرون میبرد تا برایش خوش بگذرد.در حوالی آن محل مسجدی بود که یکی از علمای عصر در آنجا به تدریس طلاب میپرداخت. این پرسش­ها در جامعه­شناسی زبان مطرح میشوند و هدف از آن دست یافتن به طبقهبندیی از انواع گوناگون زبان در اجتماع است. حفر قنات از سال 1288 ق به دست مقنیان مجرب شهر آغاز می شود. وی به سبب تجارت و ارثیه ای که از پدرش داشته، در زنجان یکی از رجال و اعیان طراز اول شهر بوده است. 19. حاج میرزا ابوالمکارم زنگانی (میرزایی) (1255ـ 1330ق): از روحانیون طراز اول زنجان در دوران مشروطه و از فرزندان میرزا ابوالقاسم میرزایی.

در خاطرات ناصرالدین شاه، مظفر الدین شاه و محمد علی شاه هم آمده است که در مسیر زنجان به آذربایجان، چند شبی را در محل باغ حسین آباد گذرانده اند. چاههای متعددی هم در مسیر آن حفر شده است. در قسمتهای مختلف شهر آب انبارهای متعددی هم ساخته شده و آب آشامیدنی مردم شهر در آنجا ذخیره می شده است.ه تا اوایل قرن اخیر، 12 آب انبار در داخل حصار که بافت قدیمی شهر است وجود داشته است (29) آب انباری نیز در محله گونیه، نزدیک قلعهچه حاج عبدالحسین ساخته شده بود که تا این اواخر باقی مانده بود. از آنجایی که شهر زنجان در دوران قاجاریه به دلایل مختلف در حال گسترش و توسعه بوده؛ از طرفی شهر با کمبود آب آشامیدنی و زراعی مواجه بود، به طوری که هنگام خشکسالیها و تغییرات جوی مشکل آب شرب از مشکلات جدّی بوده است؛ مخصوصاً در خشکسالی سال 1288(27) که علاوه بر مرگ و میر مردم بر اثر قطحی، شمار فراوانی نیز در شهر به خاطر آلودگی آب شرب به وبا مبتلا شده، از بین رفتند، در این زمان عدهای از مردم به بزرگان شهر مراجعه کرده، خواستار حل مشکل آب شرب می شوند.

27. در تاریخ مفصل زنجان نگارش کریم نیرومند، این سال به سبب شدت خسارت خشکسالی و از بین رفتن شمار فراوانی از مردم شهر زنجان، «سال مجاعه» نام نهاده شده است. 2- تاريخ مختصر افغانستان، این کتاب در دو جلد همراه با نقشه و نمودار، اولین بار در سال ١٣٤7 هـ ش از طرف انجمن تاریخ افغانستان بچاپ رسیده است. تاریخ بیهقی چ ادیب ص311). نام گرفت. در روزنامه سفر آذربایجان که دافع الغرور نامگذاری شده و عبدالعلی ادیب الملک برادر محمدحسنخان اعتمادالسلطنه به چاپ می رساند، در سال 1275 ق نکات جالبی در خصوص شهرستان زنجان نگاشته شده که در قسمتی از آن به معرفی معارف و رجال شهر در سال مزبور پرداخته است که عیناً نقل می شود: معارف و اعیان شهر عبارتند از: میرزا ابراهیم خان سرتیپ که نصف املاک «خمسه» مال اوست.

23. حاج میرزا لطف الله بن نصرالله بن محمد بن علی زنگانی متولد 1233 ق، عالمی ادیب بود. 22. میرزا نصر الله ابن حاج میرزا عبدالرحیم ملقب به شیخ الاسلام از روحانیون زنگان بوده است. آقاخان مظفر الدوله از مردان مشهور و معروف شهر زنگان و رئیس فوج اول خمسه بود. این قنات که به نام قنات سرچشمه معروف است، از زمین های روستای دیزج آباد شروع می شود. شعبات قنات سرچشمه با توضیحات کامل در وقف نامه آمده است. همه این زمین ها متعلق به حاج عبدالحسین بوده و در وقف نامه اشاره شده است که هر کس بیست جریب از این زمین ها را حیازت کند، در تصرف و تملک او خواهد بود.

آخوند در قسمت آخر وصیت نامه خود درباره حاج عبدالحسین آورده است: «اولاد خود را وصیت می کنم به سلوک با یکدیگر، و هر بزرگی کوچک خود را مراعات کند؛ و هر کوچکی حرمت بزرگ را نگه دارد؛ و همه را سپردم به خداوند رحمان؛ و بعد از فضل او، عالیشأن المکرم المخدوم المحترم حاج عبدالحسین را وصیت میکنم که به قسمی که با من بود با ایشان هم باشند؛ زیرا که ایشان بانی و باعث بر ماندن من در ولایت زنجان شدند.

وی همواره در کارهای عام المنفعه پیشقدم بوده و بر اساس اسناد و مدارک موجود، او مشوق اصلی آمدن و ماندن آخوند ملا علی قارپوز آبادی به زنجان بوده و سرمایه اصلی ساخت مسجد و مدرسه چهل ستون را تقبل کرده است. اولین اقدام را جهت آبادی زمین ها، خود حاج عبدالحسین انجام داده، باغی را در قسمت شمال غربی آن زمین ها احداث می کند که به حسین آباد معروف بود و در حال حاضر به علی آباد نام بردار است.

حاجی عباسعلی برادرزاده حاج عبدالحسین که از تاجران معروف زنجان بوده است. آنگونه که از معمّرین نقل شده است، در قحطی 1288 که به «سال مجاعه» معروف است و مردم به شدت در تنگنا بودند، کفالت بیش از 50 خانوار را شخصاً به عهده داشته و و با احداث تنورهایی در محل قلعهچه، به هر خانوار نیازمند زنجانی روزانه یک قرص نان می داده است. ولی زبان دری هنگام انتقال به خراسان (در اواسط دوره ی ساسانی) از زبان آن جا یعنی از پهلوی اشکانی یا پارتی بهشدت تأثیر پذیرفت و بسیاری از واژههای آن مانند «شهر»، «مهر»، «پور»، «ژرف»، «ژاله»، «اشک»، و غیره را پذیرفت.

دیدگاهتان را بنویسید