بنابر این، ثریا دچار نوستالژیا می­شود

نظامی گنجوی یکی از بزرگترین متفکران و شاعران بزرگ قرون وسطی که از افتخارات ادبیات فارسی ایران میباشد، هیچ ربطی با فرهنگ آذربایجان ندارد، و آذربایجانیها بیهوده تلاش میکنند او را از آن خود سازند و آذربایجانیاش معرفی نمایند. به این دلیل که در زمان نظامی در آن دیار آذربایجانیها وجود نداشتند(البته لازم به ذکر است که در شوروی، ترکزبانان آران را آذربایجانی خواندند). در حالیکه نظامی حتی بلد نبود که ترکی آذربایجانی صحبت کند. « حکیم نظامی اگرچه بیشتر اشعار خود را به فارسی که زبان شعر رایج آن دوران بود، نوشته ولی کلمات، ضرب المثل ها و مفاهیم ترکی را با مهارت خاصی در اشعار خود بکار برده، ترکها را مورد ستایش قرار داده و بارها بر ترک بودن خود تأکید کرده است.

تمامی دانشمندان شوروی در آن دوران مجبور شدند که از استالین پیروی کنند (به مقاله آقاجانیان و دوستزاده با اسناد فراوان بنگرید) ولی در دوران فروپاشی شوروی و نزدیک به آن دوران این دروغ کم کم آشکار شد. دیاکونوف هم پس از فروپاشی شوروی در آخرین اثر خود نکات بالا را برزبان آورد و به خوبی ایرانیتبار بودن نظامی را تایید کرد و دروغ شوروی را برملا کرد. همچنین میتوان به منابع دیگری اشاره کرد. اما در این وسط مردی دیگری هم وجود دارد بنام صدیق که به برزخ می­ماند، اما ثریا دیگر او را دور انداخته است، و این موجود حتا در خاطرش هم نمی­گذرد.

اما پانترکیستها دروغهای دیگری نسبت به نظامی گنجوی ساختهاند. به مهمیز برانگیختن اسب را و نهایت دوانیدن. بسوس چون اسکندر و سپاهیانش را نزدیک دید بشاه تکلیف کرد که بر اسب نشیند و با آنها بگریزد و چون شاه پیشنهاد خائنان را نپذیرفت دو تن از غلامان وی را کشتند و اسبانش را زخمی ساختند و زخمهای مهلک بر وی وارد آوردند. کافیست لغت مورد نظر را در لغت نامه وارد نموده و به تلفظ آن گوش دهید و یا با استفاده از فونتیک نمایش داده شده، نحوه تلفظ صحیح لغت را برای استفاده های بعدی یادداشت نمایید. فرهنگ ایرانی و زبان پارسی و گویشهای فهلوی خوب از آثار نزهةالمجالس در آران و شروان ثابت میشوند ولی هیچ نوع آثار هممانندی به زبان ترکی وجود ندارد زیرا ترکان آن دوران تنها از زمان سلجوقیان وارد این منطقه شدند و همگی آنها عشایر کوچنشین و مهاجر بودند و مردمانان شهر همه یکسره پارسی بودند.

جالب است که دیاکونوف، در یک کتابی که در زمان شوروی نوشته بود، ناچار بود نظامی را غیرایرانی قلمداد کند ولی پس از فروپاشی شوروی، در آخرین کتاب خود، که همان زندگینامه میباشد، نظر شخصی و علمی خود را اعلام میکند. اگر این حقیقت تاریخی را درنظر بگیریم که تا پیش از ظهور صنعت چاپ همه ملت های متمدن کتاب ها و نوشته های دست نویس داشته اند و کتب آسمانی دست نویس بوده، به این نتیجه می رسیم: که مرکب سازی خاص یک قوم و ملت نبود و هر ملتی برای نوشتن بر روی پوست ها و کاغذ از نوعی رنگ استفاده می کردند.

همچنین شما می توانید مطمئن شود که هر گونه اشتباه در فرهنگ لغت تعمیر سریع ، بنابراین شما می توانید بر روی داده های ما تکیه می کنند. شما میتوانید برعکس این تمرین را هم انجام دهید یعنی سمت چپ برگه را بپوشانید. باید دانست که ایرانیزدایی چهرهی نظامی گنجوی در دوران شوروی یک هدف سیاسی داشته است و دکتر سرگی آقاجانیان این موضوع را روشن نموده است. دانشمند شوروی در آن دوران در پروژه ملت-سازی ناچار بودند که دستوهای استالین را پیروی کنند و تنها پس از فروپاشی شوروی, دانشمندان روس امروز اعتراف میکنند که شوروی در مورد نظامی برای ملت-سازی دروغ بافت.

برای نمونه مجسمه نظامی را در خیابانی نصب میکنند و او را شاعر بزرگ آذربایجانی معرفی میکنند. البته منظور دیاکانوف از آذربایجانی همان ترکزبانان آران است و در آن زمان چنین قومیت وجود نداشته است و دیاکونوف به طور صریح و مستقیم اشاره میکند که مردمان گنجه در آن دوران ایرانیزبان و پارسی بودند. تازه برخلاف ادعای محمدرضا هیئت و همفکران پانترکیستش که دم گرگدوستی در فرهنگ ترکی را میزنند در تمامی اشعار راستین نظامی گنجوی، گرگ یک حیوان درنده و موذی و پست معرفی شده است! در عین حال هیچ نام و نشانی از زبان ترکی در گنجه از زمان نظامی گنجوی وجود ندارد.

شما هیچ شاعر پارسیگویی را نمیبینید که گرگ را به فرزانگی ستوده یا توصیف کرده باشد و از آن بدتر، خود و نیاکانش را هم به گرگ منسوب کرده باشد! در کتاب نزهةالمجالس از افرادی از آران و شروان رباعی پارسی نقل قول شده است که شغلهایی مانند سقاء(آبکش) و عصفوری (گنجشک فروشی) و اکاف(پالاندوز) و سراج(زینگر) و جاندار (پاسبان و محافظهی تن یا همان bodyguard امروزی) و کحال و لحافباف و نقاش.. کهنترین گزارشی که درباره ی زبان دری داریم گفتهی ابن مقفع است که ابن ندیم در کتاب الفهرست آورده است. ابن حوقل گوید: روستای آن خرم ترین روستاهای قومس است و در باغهای آن میوهء فراوان حاصل میشود.

همچنین چون مقالهی بالا پاسخ کاملی به همهترکانگاران داده است ما تنها فشردههایی را در این مقاله مینویسیم. بنابراین کتاب نزهةالمجالس داوری را در مورد زبان و فرهنگ آران و شروان آن دوران تمام میکند و پاسخ محکمی است به یاوهگویانی که زبان فارسی را محدود به “شعراء دربار” میکردند و به دروغ و کلک ادعا میکردند که زبان مردم آن سامان در زمان نظامی گنجوی “ترکی” بوده است و نظامی چون “زبان فارسی زبان ادبی بوده است” آن را انتخاب کرده است. کتاب فرهنگِ فارسیآموزِ دهخدا؛ برمبنایِ پیکرۀ فارسیِ امروز نوشتهٔ بهروز صفرزاده است که در مؤسسهٔ لغتنامهٔ دهخدا و مرکز بینالمللی آموزش زبان فارسی به چاپ رسیده است.

این کتاب ارزشمند، که از این کانون پررونق فرهنگ ایرانی با بیش از چهارهزار رباعی زیبا تدوین شده، مؤید آن است که در اران و آذربایجان، زبان و ادب فارسی، زبان مردم کوچه و بازار و دربار بودهاست. پس، به طور کلی، کتاب نزهتالمجالس به طور واضح نشان میدهد که زبان روزمره و بازار مردمان گنجه همان پارسی بوده است. یک ویژگی مهم در مورد این برنامه این است که به صورت رایگان ارائه شده است. به منظور یادگیری بهتر میتوانید لغت موردنظر را در قالب یک جمله نیز بکار ببرید.

در زمان دیاکونوف بود که شوروی سعی کرد که برای کشور نوین آذربایجان یک هویت بسازد و نظامی گنجوی را با فرمایشهای شوروی یک ترک آرانی معرفی کند. همچنین در ساله 1988 نیز یکی از دانشمندان عالیقدر شوروی به نام میخائیل کاپوستین سعی نمود حقایق ماجرای نظامی را در روزنامهء پر انتشار سووتسکایا کولتورا (فرهنگ شوروی) با خوانندگان در میان بگذارد. بناً به طور یقینی گفته میتوانیم که پیشاچه همین زبان پشه یی است که در جنوب شرق هندوکش از طرف مردم استعمال شده و در میان همه زبانهای داردیکی افغانستان بسیار قوی مانده و میمیزات وخوصوصیات زیاد آریایی دارد.

از سمت شمال به ترکمنستان شوروی و بحر خزر و آذربایجان شوروی و ارمنستان شوروی و از طرف غرب به ترکیه و عراق و از سمت شرق به خاک شوروی و افغانستان و پاکستان و از طرف جنوب به دریای عمان و خلیج فارس محدود است. کل افسانهی ترک و آذربایجانی بودن نظامی از زمان استالین (۱۹۴۷ م/ ۱۳۲۶ خ) شروع شد که میخواست برای جمهوریهای تازه تاسیس اتحاد شوروی هویتتراشی کند. دکتر محمدامین ریاحی تعداد شعرای ارانی و آذربایجانی این مجموعه را به این شرح آوردهاست: «از گنجه ۲۴ تن، از شروان ۱۸ تن، از هریک از دو شهر تفلیس و بیلقان ۵ تن، از باکو و دربند از هرکدام یک تن، از یازده شهر آذربایجان و زنجان هم نام و شعر شاعرانی به این تعداد آمدهاست: مراغه ۷ تن، تبریز ۵ تن، ابهر ۳ تن، خوی، زنجان و اهر هرکدام یک تن، اردبیل و اشنو و سجاس و خونج و اخلاط و موصل هرکدام یک تن.

نوشتهی استاد دکتر جلال متینی دربارهی همین بیت. به گزارش ایمنا استاد محمد معین را شاید بتوان وارث واژهها و پدر لغت نامه ایران بعد از دهخدا نامید. دیکشنری ها سال به سال تغییر میکنند و تعداد زیادی از کلمات به آنها اضافه میشود. حال پانترکان به پیروی از رهبرشان «رفیق استالین» ادعا میکنند که نظامی ترک بوده و مجبور شده به زبان پارسی شعر بگوید. اینان با تحریف و بدخوانی بیتهایی از نظامی یا حتا با جعل بیتهایی بیمعنا و سست و بستن آن به نظامی گنجوی میخواهند او را ترک نشان دهند. یا این که میگویند در آن زمان پارسی زبان ادبی بوده و برای همین نظامی شعرهایش را به پارسی سروده است.

هنوز دغل و تحریف راوان است. خود این بیت نشان میدهد که سرایندهاش هیچ آشناییای با ادب پارسی به ویژه سخن بلند نظامی نداشته است. امروز در انزل وب ۱۰ تا از بهترین و کاملترین برنامه دیکشنری رایگان و پولی برای کامپیوتر، آیفون و اندروید را به شما معرفی کردیم. من امروز خیلی کار دارم.تو چیکار کردی؟ بعضی از پر و بال او کنده باشند و در پیش باز و شاهین نو رسانیده و تازه به کار درآورده سر دهند تا به آسانی بگیرد. ل. گریونبرگ (۱۹۳۰-۱۹۹۵) بخاطر کمک گستردهء شان هنگام کار روی این اثر ابراز میدارم.

دیدگاهتان را بنویسید