برنامه عمرانی چهارم ۱۳۴۷ – ۱۳۵۱ – ویکینبشته

شریف بالاخره از مأموریت استعفا داد و به تهران برگشت. فصل پنجم به کشاورزی و دامپروری – برنامه عمرانی چهارم اختصاص دارد. این هتل در سال 1380 آغاز به کار نموده و فاصله کمی تا پارک معروف ائل گلی دارد. هتل پارس ایل گلی تبریز با وجود کتابخانه، کافی شاپ، اتاق های بزرگ و استاندارد، فضایی نورگیر و آرام و دوست داشتنی میزبان گردشگران شهر تبریز می باشد. این دروازه که به نام های دروازه میدان مشق، دروازه باغ ملی و سردر باغ ملی مشهور است آخرین دروازه تهران پایتخت ایران زمین است که بسیار ارزشمند می باشد.

بعلاوه کسی هم در آن نزدیکی دیده نمیشد که بتواند باو کمک بکند. کسی بود. فراش مدرسه بود با قیافهٔ دهاتی و ریش نتراشیده و قدی کوتاه و گشاد گشاد راه میرفت و دستهایش را دور ازبدن نگه میداشت. یکجور عشق و ارادت برادرانه، یکنوع گذشت در مقابل او ابراز میداشت و گاهی که نسبت بدیگران همین صمیمیت را نشان میداد، باعث حسادت شریف میشد. چیزی که در زندگی باعث ترس شریف شده بود، قیافهٔ زشتش بود. عقربک ساعت مکب دقایق او را که بسوی نیستی میرفت میشمرد. پرونده انتخاباتی آقای محمد یزدی از شهرستان قم در ساعت ۸صبح روز سه شنبه ۵۹/۳/۱۳ در شعبه ۸مورد بررسی قرار گرفت و به اتفاق آراء تائید گردید .

همانجوریکه وقتی بچه بود، روز عید نوروز پدر بزرگش او را میبوسید – یعنی لبهای خود را به پیشانی او میمالید و برمیداشت. شریف گرچه سعی کرد که حرکت طبیعی بکند، ولی با ترس و اضطراب روی پیشانی محسن را بوسید. صورتش حالت بچگانه داشت و لپهایش گُل انداخته بود و دانههای عرق روی پیشانی او میدرخشید. هر اطاقی ماهی پانزده ریال حق نظافت داشت. از ۴۸۰ میلیارد ریال هزینههای عمرانی برنامه چهارم که در بودجه سازمان برنامه منظور گردیده در حدود ۶۴،۹ میلیارد ریال هزینههای مستمر مربوط به برنامه چهارم و ۴۱۵،۱ میلیارد ریال هزینه سرمایهگذاری ثابت میباشد که ۳۸۰،۲ میلیارد ریال از مبلغ اخیر توسط بخش عمومی و ۳۴،۹ میلیارد ریال توسط بخش خصوصی سرمایهگذاری خواهد شد.

اعتبارات عمرانی پیشبینی شده برای توسعه بهرهبرداری از منابع آب برای برنامه چهارم بالغ بر ۴۸۵۰۰ میلیون ریال میباشد. کمیسیون این اسناد را بررسی نموده فیلم مصاحبه ای را که دانشجویان مزبور با آقای اهرن متهم به عضویت سیا که هم اکنون جزو گروگانها است برای اعضای کمیسیون نمایش داده شد به موجب این اسناد ارتباط آقای خسرو قشقائی با مقامات آمریکائی و سیا در ایران محرز میباشد قسمتی از این ارتباطات به سالها ۱۳۲۸ بر میگردد و قسمتی دیگر به بعد از پیروزی انقلاب و بازگشت آقای خسرو قشقائی به ایران مربوط میباشد آقای قشقائی در این دوره با آقای اهرن تماس و ارتباط داشته است که تا زمان اشغال سفارت و گروگان گیری ادامه داشته است کمیسیون تحقیق این اسناد را بررسی نموده و معتقد است که آقای قشقائی با آقای اهرن جاسوس آمریکا و عضو سیا در ارتباط بوده است اقای اهرن هدف از این ارتباطات را تهیه اطلاعات و گزارشات در موارد زیر بیان کرده است .

جلالی – طوماری است از حوزه انتخابیه بنده مربوط به جریانات اخیر که تقدیم میکنم. دکتر صدر نبوی – جناب آقای دکتر سحابی بنده پیش از همه وقت گرفته ام با تمام احترامی که به جنابعالی یکعده معینی است این شرم آور است برای ملت ایران که اصولا عده ای نتوانند صحبت کنند و عده ای دائما در این مجلس باشند و بدون نوبت صحبت کنند. شوشتری – بنده مخالفم. همینکه شریف را با عروس دست بدست دادند و در اطاق تنها ماندند، عفت شروع بخنده کرد، یکجور خندهٔ تمامنشدنی و مسخرهآمیز بود که تمام رگهای شریف را خرد کرد.

او میخواست که بمیرد و بعد از چند ساعت، آب دریا تن او را مانند چیز بیمصرف کنار ساحل بیندازد و دوباره زمزمهٔ افسونگر و غمناک خود را شروع بکند – قوهٔ مرموزی او را بسوی این امواج که همهٔ بدبختیها را میشست و آرزوهای موهوم زندگی را با خودش میبرد میکشاند. یک حمام تاریخی در تبریز وجود دارد که اکنون به یک رستوران سنتی تبدیل شده است و ابگوشت ، کوفته تبریزی و سایر غذاها در آن سرو می شود. آنها غذاهای عالی محلی مانند ابگوشت ، انواع کباب و ماهی و غیره را سرو می کنند.

نظریه منبع – از طرز بیان خسرو قشقائی حس میشد که اگر از طرف دولت قدمی برداشته شود و در مورد گذشته او عفو و چشم پوشی نمایند حاضر است دست از هرگونه فعالیت مضره برداشته و مانند برادران دیگرش به ایران برگردد ولی مسلم است که در وهله اول نمی خواهد خودش را شکست خورده وانمود کند . اتفاقاً ساعت در جیب او مانده بود و هنوز هم آنرا مانند چیز مقدسی با خودش داشت.

محسن که علاقه و شوق زیادی بشنا داشت کنار دریا محل دنجی را برای شنا و آبتنی انتخاب کرده بود. تصمیم قانونی دایر به انتخاب یک نفر جهت شرکت در سازمان بیمههای اجتماعی – مصوب ۲ آبان ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی . در تبریز هتلهای بسیاری وجود دارد که خدمات و امکانات متنوعی دارند؛ توصیه میکنیم قبل از رزرو از میان هتل های تبریز بهتر است در صفحه رسمی یا اپلیکیشن علی بابا خدمات هتلها را بررسی کرده و با استفاده از گزینه فیلتر، قیمت و ویژگیهای هتل موردنظرتان را انتخاب کنید. ۷۶. در جریان جلسه فنی برگزار شده در تهران در تاریخ ۸ و ۹ فوریه ۲۰۱۴، آژانس و ایران دربارهٔ هفت اقدام عملی بعدی که تا ۱۵ مه ۲۰۱۴ اجرایی میشود، توافق کردند.

پای چشمهایش خیز داشت، چینهای صورتش عمیقتر شده بود، موهایش ژولیده بود و یک رگ از کشاله ران تا پشت کمرش تیر میکشید، بعد رفت با احتیاط از لای درز در اطاق مهمانخانه به تخت مجید نگاه کرد. بعادت هر روز، شریف زیر درخت بید کنار استخر، پهلوی بساط ناشتائی نشسته بود و سیگار میکشید، که مجید آمد پای چاشت نشست. ناهار را در اداره خورد و غلامرضا با تردستی مخصوصی در اطاق آبدارخانهٔ اداره بساط فور را بر پا کرد. طعم تلخ مزهای در دهن شریف پیچیده، با گامهای سنگین از اطاق کمیسیون بیرون رفت.

هوا گرگ و میش بود که غلامرضا هراسان باداره آمد و بزور وارد اطاق کمیسیون شد. حضور محسن یکنوع حس پرستش زیبائی در او تولید میکرد؛ صورتش، نگاهش، حرکات بیتکلفش، حتی عادتی که داشت همیشه مداد کپی را زبان بزند و گوشهٔ لبش جوهری بود و حتی قهرهائی که سر چیزهای پوچ از هم کرده بودند، برایش همهٔ اینها پر از لطف و کشش شاعرانه بود. اما امیرکبیر با این موضوع مخالفت کرد و با دانش و اندیشه خاصی که داشت دستور داد که ساخت و سازهایی در این زمین و منطقه انجام شود. یکروز گرم تابستانی که آسمان از ابرهای تیره پوشیده شده بود، در ادارهٔ مالیه کار فوقالعادهای پیش آمد کرد.

ابتدا شریف از محسن متنفر شد، ولی از آنچه رفیقش را سرزنش میکرد بسر خودش آمد. آمد کنار جوی پهلوی شریف نشست و دستش را روی شانهٔ او گذاشت این حرکت خودمانی و طبیعی برای شریف حکم یک نوع کیف عمیق و گوارائی را داشت و حس کرد که جریان برق و حرارت ملایمی بین آنها رد و بدل میشد. در همان تاریخ، آژانس مشاهده کرد که مجتمع سوخت مدل IR-40 کوچک (Mini IR-40 prototype) در استخر ذخیره قرار داشت.

دانشگاه مالک اشتر شامل گروههای تحقیقاتی است که پیش از این در مجموعه مرکز تحقیقات فیزیک (PHRC) قرار داشت. اول گمان کرد که شوخی است. خندهٔ عفت مزید بر علت شده بود – نهتنها باو ثابت شد، بلکه حس کرد که این زن یکجور جانور غریب پستاندار بود که برای سرگردانی او خلق شده بود. یک کمدى است. در موقعی که دزدها با طیارهها و جیپها سفر میکنند، هنوز ژاندارمرى ایران برجهاى عهد دقیانوس را دارد و یک عده مردمان مفلوک و بیچاره با یک لقمه نان از این برج به آن برج میروند. این برج از بناهای آرامگاهی است که اطلاعات دقیقی در مورد شخصیت مدفون در آن وجود ندارد.

همهٔ این صورتها از پشت ابر و دود موج میزدند، در میان دود میلغزیدند و یک زندگی جادوئی بخود گرفته بودند، در آن میان محسن رفیق هممدرسهاش از همه دقیقتر و زندهتر بود. » مثل صدائی که در خواب میشنوند. حالا بعضی وقتها که به فکر میافتم به خودم میگم اصلا چرا تو اون واقعهٔ نزدیک امل فرار کردم؟ حالا همزاد زندهٔ رفیقش از گوشت و استخوان جلو او نشسته بود! دهنش بدمزه بود. بلند شد جلو آئینه نگاهی بصورت خود انداخت.

دیدگاهتان را بنویسید